۱۹- موضوع عشر ارباح مكاسب چیست؟
درباره عشر درآمد كه سؤال شده جدّ امجد مرحوم
آقای حاج ملا علی نور علیشاه ثانی در رساله شریفه محمّدیه در ذكر خمس مشروحاً بیان
نمودهاند. در كتاب نابغه علم و عرفان(۱۱۷) هم ذكر شده و تذكّر داده شده كه این
برای آسانی حساب است. و مرحوم آقای سلطانعلیشاه در نامه خود به مرحوم حاج
عبدالهادی(۱۱۸) مرقوم ميدارند كه: «یك عشر از ارباح مكاسب و زراعات داده شود مُغنی
از زكوة زكوی و از خمس خواهد بود - انشاءاللَّه.» كه از عبارت مفهوم ميشود این
موضوع در زكات مربوط به زراعات است؛ یعنی در غلات اربع، ولی در مسكوك و چهارپایان
كه كمتر مورداحتیاج عموم ميشود به همان ترتیب مشروح در فقه عمل ميشود و در زراعات
هم كه غلّات باشد، اگر از آب جاری یا باران یا چشمه مشروب شود عشر و اگر از چاه آب
كشند نصف عشر است. پس به ظاهر هم چندان اختلافی از این بابت حاصل نميشود و در
عینحال هر كدام هم بخواهند دقیقاً طبق موازین مذكوره در فقه بپردازند صحیح بلكه
بهتر است، كه كلمه «مغنی» مؤید آن است؛ زیرا در زراعات هم پرداختن خود جنس زراعتی
اوْلی است. پس درحقیقت موضوع عشر، در بیشتر موارد اختصاص به
موارد تعیین خمس پیدا ميكند و بهندرت اتّفاق ميافتد كه زكات نیز جزء آن باشد؛
چنانكه جناب آقای سلطانعلیشاه در یكی از مراسلات خود(۱۱۹) مرقوم فرمودهاند: «در
باب خمس آل رسول، از فاضل مؤونه باید خمس اخراج شود و اگر از آنچه به دست اید -
یوماً فیومٍ - یك عشر بیرون شود، انشاءاللَّه مقبول خواهد بود.» كه از این عبارت
معلوم ميشود منظور آسانی حساب است، چون ابتدا حكم خمس را كه پس از فاضل مؤونه است
ذكر فرموده و بعداً عشر را از تمام درآمد قبل از فاضل مؤونه ذكر نمودهاند كه حساب
آسان باشد. و باضافه در خمس هم با آنكه دو عشر باید اخراج شود چون نصف آن كه مربوط
به امام است، طبق بعض اخبار و فتاوی در زمان غیبت از طرف حضرت درصورت نپرداختن آن
به شیعیان بخشیده ميشود و ائمّه هدی(ع) شیعیان را از این حیث برای طیب مولدشان و
اینكه خللی در آن واقع نشود، در حِلّ قرار دادهاند، كه در كتاب وافی ابواب خمس باب
مخصوصی است به نام: باب تحلیلهم الخمس لشیعتهم و تشدیدهم الامر فیه كه اخبار مربوط
بدین قسمت در آن ذكر شده و در آخر آن باب خود مرحوم فیض گوید: وَ اَمّا مِثْلُ هذاالزَّمانِ حَیثُ لا یمْكِنُ
الْوُصولُ اِلَیهِم - عَلَیهم السّلام - فَیسْقِطُ حِصَّتُهُم - عَلَیهم
السّلام - رأساً لِتَعَذُّر ذلِكَ وَ غِنائِهِم عَنْهُ راساً دُون السَّهام الباقیة
لِوجودِ مُسْتَحَقّیها و مَنْ صَرَفَ الكُلَّ حینَئَذٍ اِلی الاَصْنافِ الثّلاثةِ
فَقَد اَحْسَنَ و اَحْتاطَ وَ الْعِلْمُ عِنْدَاللَّهِ.(۱۲۰) از اینرو طبق این نظر
یك عشر باقی ميماند كه مربوط به یتامی و مساكین و ابن السّبیل از بنيهاشم است و
البتّه كسی كه بخواهد عشریه را بپردازد باید رعایت این قسمت را بنماید كه اگر از
اموال زكوی است به مستحقّین زكات و اگر متعلّق خمس است به صاحبان خمس بپردازد و
درصورتی كه بخواهد توسط پیشوا و مقتدای خود به صاحبان آن برساند، تعیین كند كه چقدر
آن از اموال زكویه و چقدر خمسیه است تا طبق آن به مصرف برسد، و بعبارةٍ اُخْری،
تعیین عشر بیان مقداری است كه جدا و مجزّی ميشود ولی نسبت به پرداخت به مستحقّین
موارد آن فرق ميكند و باید مجزّی شود؛ از اینرو هر موقع یكی از برادران دینی چیزی
به نام عشریه بپردازد، سؤال ميشود كه زكوی است یا خمسی، مگر آنكه معلوم باشد.
البتّه همه برادران هم باید این قسمت را متذكّر باشند كه آنها را در محل خودشان به
مصرف برسانند و بعضی هم كه در سهم امام تقید بیشتری دارند و میل دارند كه آن را
نیز بپردازند برای اینكه از دخالت نفس دورتر باشند به نوّاب و علما برسانند، نصف
خمس را كه عشر است به نام سهم امام ميپردازند و نصف دیگر را خودشان در محل آن به
مصرف ميرسانند. و بهطور كلّی در موضوع حقوق مالی نیز مانند سایر احكام جز دستورات
عمومی دستوری داده نميشود و بسیاری هم خودشان با اجازه یا بدون تذكّر شخصاً به
مستحقّین ميرسانند و بعضی هم به علما و مراجع تقلید ميپردازند و منظور پرداخت آن
و به مصرف رساندن در محل آن است كه یقین به برائت ذمّه حاصل شود كه: حلالُ محمّد
حلالٌ اِلی یومِ الْقِیامَةِ و حَرامُهُ حَرامٌ اِلی یوْمِ الْقِیمَة.(۱۲۱) كسانی هم كه ایراد گرفتهاند، مطمئن باشند كه نظر
تشریع و بدعت نیست، فقط برای تسهیل در حساب است و معذلك همانطور كه شرح دادیم،
البتّه اگر همه افراد دقّت كنند و كاملاً تطبیق با دستورات زكوی و خمسی نمایند
اَوْلی است. و نویسنده آن ایرادات گمان ميكنم فقط خودشان را اهل فهم مسائل دقیق
فقهی دانسته نه دیگران را و نوشتهاند لازم است مسائل دقیق فقهی را به اهلش
واگذارید؛ یعنی مرا با داشتن اجازه اجتهاد بياطّلاع از فقه دانستهاند و به ایشان
باید جواب گفت: حَفِظْتَ شَیئاً وَ غابَتْ عَنْكَ اشیاءٌ. و ایشان كه نوشتهاند
باید در محاورات رعایت ادب اسلامی را نمود، متأسّفانه خودشان كاملاً برخلاف رفتار
نمودهاند و همانطور كه امام فرمود: تكبّر با متكبّر پسندیده است، جواب این قبیل
مغرضین را هم باید مانند خودشان گفت. در خاتمه این نكته را مناسب دانستم تذكّر دهم كه
فقیر اضافه بر آنكه حقوق الهی دیگران را در محلّ آن به مصرف ميرسانم و به هیچوجه
در مصارف شخصی خرج نميكنم، در پرداخت حقوق الهی خودم زكوی و خمسی به محلّ آن و به
مستحقّین و مواردی كه شرع مطهّر معین فرموده تقید كامل دارم و حتّی حساب
جداگانهای برای این قسمت دارم كه مبادا گاهی غفلت شود یا بر اثر فراموشی كوتاهی
شود.
۱۱۷) چاپ اوّل، ص ۲۰۴ - ۲۰۳. ۱۱۸) همان، ص ۲۰۳. ۱۱۹) نابغه علم و عرفان، چاپ اول، ص ۲۰۴، مراسله ۲۰. ۱۲۰) یعنی، در مثل این زمان كه دسترسی و زیارت امام ممكن نیست،
قسمت آنها ساقط ميشود، چون متعذر و غیرممكن است برسانند و از آن بينیازند. ولی
قسمت دیگران باقی است، چون مستحقین آن وجود دارند. و اگر هم همه آنها را در همان سه
صنف باقی مانده خرج كنند خوب و به احتیاط هم نزدیك است ولی واقع را خدا ميداند. ۱۲۱) حلال محمّد (ص) تا روز قیامت حلال است و حرام او تا روز
قیامت حرام است. نقل از رساله رفع شبهات، تألیف: حضرت آقای حاج سلطانحسین
تابنده رضاعلیشاه ثانی قدس سرّه سبحانی، چاپ پنجم، تهران، انتشارات حقیقت، ۱۳۷۷. |
|||
|